ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
61
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
كنار رفت و روح از زندان تن آزاد گشت و پردهء بين او و محبوبش برداشته شد ، و شاد و مسرور و سالم از موانع و ايمن از فراق به آستان قدس كبريائىاش گام نهاد ؟ و چگونه دوستدار دنيا هنگام مرگ گرفتار عذاب نباشد و حال آنكه محبوبى جز دنيا نداشته و اكنون آن را قهرا از او مىگيرند و بين او و دنيا حايل مىافكنند ، و راههاى بازگشت به آن بسته مىشود ؟ مرگ نابودى نيست ، بلكه جدائى و فراق از وابستگىهاى دنيا و وارد شدن بر خداست . بنابراين سالك راه آخرت بر وسائل و اسباب تحصيل اين سه صفت مواظبت خواهد كرد ، و آنها ذكر و فكر و عملى است كه او را از شهوات دنيا جدا سازد و دنيا را مبغوض او گرداند و او را از آن ببرد . و اين همه ممكن نيست مگر به صحّت بدن ، و تندرستى جز با خوراك و پوشاك و مسكن تأمين نمىشود و هر يك از اينها به اسبابى چند نياز دارد ، پس هر كه از اينها به همين قدر براى آخرت بر گيرد از اهل دنيا و وابسته به آن نخواهد بود و دنيا براى او كشتزار آخرت خواهد بود . و اگر اينها را به قصد تنعّم و تنپرورى و لذت جوئى فرا گيرد از دنيا داران و خواستاران لذت آن است . ولى ميل و رغبت به لذات و بهره هاى دنيا دو گونه است يكى آنكه صاحب خود را به عذاب الهى در آخرت مىكشاند ، و آن را حرام نامند و ديگر آنكه حايل و مانع بين او و مراتب عالى مىشود و باعث طول حساب مىگردد و اين قسم حلال خوانده شده است . و انسان آگاه و بصير مىداند كه طول معطَّلى در عرصات قيامت به جهت محاسبه نيز عذابى است ، و هر كه تحت محاسبه و بازپرسى و چون و چرا قرار گيرد در عذاب است ، و از اين رو رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : « فى حلالها حساب و في حرامها عقاب » « در حلال دنيا حساب است و در حرام آن عقاب . » بلكه اگر محاسبه هم نباشد ، همان از دست رفتن درجات عاليه در بهشت و آن حسرتها و ندامتها كه به سبب لذات پست و كوچك و ناپايدار ، به قيمت محروميّت از آن درجات ، بر دل انسان وارد مىشود خود عذابى سخت است . و آنچه اين حقيقت را براى تو روشن مىكند حال تست در دنيا هر گاه امثال و اقران خود را ببينى ، كه به سعادتهاى دنيوى از تو پيشاند كه چگونه دل تو از حسرتى كه بر آنها دارى ناآرام و اندوهگين است با اينكه مىدانى كه سعادتها و